
وسعت درد فقط سهم من است باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من با خبر است که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام ...
ادامه مطلب
تو با قلب ویرانه ی من چه کردیببین عشق دیوانه ی من چه کردی در ابریشم عادت آسوده بودمتو با بالِ پروانه ی من چه کردی ننوشیده از جام چشم تو مستمخمار است میخانه ی من، چه کردی؟ مگر لایق تکیه دادن نبودمتو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟ مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده با خانه ی من چه کردی؟ جهان من از گریه است خیسِ بارانتو با سَقف کاشانه ی من چه کردی؟ شهرزار ...
ادامه مطلب
الا یا ایها ساقی ادر کاسا بناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها ای کاش دانه های دل مردم پیدا بود...... ای کاش همه مردم عاشق بودند.... تا به معشوقه شان عشق بورزند.... وعشق است آغاز تمام خوشی های جهان..... ای کاش هیچ وقت عشق را با هوس اشتباه نگیریم.... عشق احساسی خالص است...... که این روز ها خیلی کمیاب است........ و خداوند عاشقان را دوست دارد...... و ای کاش و ای کاش قدر این احساس زیبا را بدانیم..........
ادامه مطلب